Blog/اصطلاحات و عبارات انگلیسی که هر مبتدی باید بداند

با Vocab شروع به ساختن واژگان واقعی انگلیسی کنید

دانلود رایگان. با تکرار با فاصله، فهرست‌های موضوعی و تلفظ بومی سریع‌تر یاد بگیرید - و کلمات را نگه دارید.

اصطلاحات و عبارات انگلیسی که هر مبتدی باید بداند

اصطلاحات و عبارات انگلیسی که هر مبتدی باید بداند

اصطلاحات و عبارات انگلیسی می‌توانند برای مبتدیان دشوار باشند، زیرا اغلب به صورت کلمه به کلمه ترجمه نمی‌شوند و معنای مستقیمی ندارند. با این حال، یادگیری این عبارات رایج، برای بهبود تسلط و درک زبان ضروری است. آشنایی با این اصطلاحات به شما کمک می‌کند تا در گفتگوهای روزمره، فیلم‌ها یا کتاب‌ها زبان انگلیسی را بهتر متوجه شوید. در اینجا چند اصطلاح مفید انگلیسی را آورده‌ایم که هر مبتدی باید آنها را بشناسد.

1. Break the ice — یخ را شکستن

چه زمانی استفاده می‌شود: زمانی که کسی سعی دارد جو را دوستانه‌تر کند یا شروع مکالمه را آسان‌تر سازد، به ویژه در موقعیت‌های جدید یا رسمی.
مثال: "Let’s play a game to break the ice!" — "بیایید یک بازی انجام دهیم تا یخ را بشکنیم!"

2. Hit the books — به شدت مطالعه کردن

چه زمانی استفاده می‌شود: این اصطلاح به معنای شروع به مطالعه‌ی جدی است، اغلب برای آمادگی امتحانات.
مثال: "I have a test tomorrow, so I need to hit the books tonight." — "فردا امتحان دارم، پس امشب باید به شدت درس بخوانم."

3. Piece of cake — آسان و ساده

چه زمانی استفاده می‌شود: برای توصیف چیزی که انجام آن بسیار آسان بوده است.
مثال: "The test was a piece of cake!" — "امتحان خیلی ساده بود!"

4. Under the weather — کمی ناخوش بودن

چه زمانی استفاده می‌شود: این اصطلاح وقتی استفاده می‌شود که کسی احساس ناخوشی یا بیماری جزئی دارد.
مثال: "I’m feeling a bit under the weather today." — "امروز کمی ناخوش هستم."

5. Break a leg — موفق باشی

چه زمانی استفاده می‌شود: اگرچه معنی لغوی آن «پایت را بشکن» است، ولی به منظور آرزوی موفقیت برای کسی استفاده می‌شود، مخصوصاً پیش از اجرای نمایش یا یک رویداد مهم.
مثال: "You’ll do great in your performance! Break a leg!" — "اجرایت عالی خواهد بود! موفق باشی!"

6. Spill the beans — لو دادن راز

چه زمانی استفاده می‌شود: وقتی کسی اطلاعاتی را فاش می‌کند که باید مخفی می‌ماند.
مثال: "Don’t spill the beans about the surprise party." — "راز مهمانی سورپرایز را فاش نکن."

7. Once in a blue moon — خیلی به ندرت

چه زمانی استفاده می‌شود: برای توصیف اتفاقی که بسیار نادر است.
مثال: "He only visits his hometown once in a blue moon." — "او فقط خیلی به ندرت به شهر زادگاهش می‌رود."

8. Bite the bullet — تحمل کردن شرایط سخت

چه زمانی استفاده می‌شود: به معنای مواجهه با یک وضعیت سخت یا انجام کاری ضروری است، حتی اگر خوشایند نباشد.
مثال: "I hate going to the dentist, but I’ll have to bite the bullet." — "از دندان‌پزشک رفتن متنفرم، ولی باید تحمل کنم."

9. Hit the nail on the head — درست به هدف زدن

چه زمانی استفاده می‌شود: وقتی کسی حرفی دقیق یا درست می‌زند.
مثال: "You hit the nail on the head with your analysis." — "تحلیلت درست به هدف بود."

10. Cost an arm and a leg — بسیار گران بودن

چه زمانی استفاده می‌شود: برای توصیف چیزی که خیلی گران است.
مثال: "The new iPhone costs an arm and a leg." — "آیفون جدید خیلی گران است."

نتیجه‌گیری

یادگیری این عبارات رایج انگلیسی به شما کمک می‌کند تا صحبت‌هایتان طبیعی‌تر به نظر برسد و به ارتباط بهتر با انگلیسی‌زبان‌ها دست یابید. از استفاده‌ی این عبارات در مکالمات روزانه‌تان دریغ نکنید - با گذشت زمان به اندازه‌ی عبارات زبان مادری‌تان برایتان آشنا خواهند شد. شروع کنید و تفاوت را احساس خواهید کرد!
۵ دقیقه

واژگان انگلیسی‌تان را در ۵ دقیقه تست کنید

سطح دقیق واژگان خود را با آزمون رایگان ما کشف کنید. از کلمات پایه تا پیشرفته، نمره A1-C2 خود را بگیرید و ببینید واقعاً چند کلمه انگلیسی می‌دانید.