
نویسنده: Vocab Team
آخرین به روزرسانی:
دستور پخت به انگلیسی: اصطلاحات آشپزی، اندازهگیری و مثال ماهی
با Vocab شروع به ساختن واژگان واقعی انگلیسی کنید
دانلود رایگان. با تکرار با فاصله، فهرستهای موضوعی و تلفظ بومی سریعتر یاد بگیرید - و کلمات را نگه دارید.
اگر هنگام خواندن یک recipe نمیدانید دقیقاً چه چیزی را باید خرد، مخلوط یا گرم کنید، این درس برای شماست. در پایان میتوانید بخشهای اصلی دستور پخت به انگلیسی، افعال رایج آشپزی، واحدهای اندازهگیری و عبارتهای مربوط به زمان و دما را تشخیص دهید. سپس همه آنها را در یک دستور پخت ماهی به زبان انگلیسی میبینید.
ساختار یک دستور پخت به انگلیسی
بیشتر دستورهای آشپزی چند بخش قابل تشخیص دارند:
- Recipe: دستور پخت
- Servings یا Yield: تعداد وعده یا مقدار نهایی غذا
- Prep time: زمان آمادهسازی مواد
- Cook time: زمان پخت
- Ingredients: مواد لازم
- Instructions یا Directions: مراحل پخت
برای مثال، عبارت Serves 4 یعنی «برای ۴ نفر مناسب است». عبارت Prep time: 10 minutes نیز میگوید آمادهسازی مواد ۱۰ دقیقه طول میکشد، نه اینکه غذا در ۱۰ دقیقه پخته میشود.
در بخش مراحل پخت، جملهها معمولاً با فعل امری آغاز میشوند:
- Chop the onion. یعنی پیاز را خرد کنید.
- Add the tomatoes. یعنی گوجهفرنگیها را اضافه کنید.
- Cook for ten minutes. یعنی ده دقیقه بپزید.
فاعل you در این جملهها نوشته نمیشود. بنابراین Mix the ingredients یک دستور مستقیم به خواننده است و یعنی «مواد را مخلوط کنید».
افعال پرکاربرد آشپزی به انگلیسی
آمادهکردن مواد
- chop به معنی خردکردن است، بدون اینکه شکل قطعهها لزوماً یکسان باشد. در جمله Chop the onions roughly باید پیازها را درشت خرد کنید.
- slice یعنی ماده غذایی را به ورقهها یا برشهای نسبتاً نازک تقسیم کنید. Slice the lemon thinly یعنی لیمو را نازک برش بزنید.
- dice یعنی به قطعههای کوچک و تقریباً مکعبی خرد کنید. Dice the potatoes یعنی سیبزمینیها را نگینی خرد کنید.
- mince یعنی بسیار ریز خرد کنید. Mince two cloves of garlic یعنی دو حبه سیر را بسیار ریز خرد کنید.
- peel یعنی پوست گرفتن. Peel the carrots before slicing them یعنی پیش از برشزدن هویجها، پوستشان را بگیرید.
- grate یعنی رندهکردن. Grate the cheese over the pasta یعنی پنیر را روی پاستا رنده کنید.
تفاوت chop، slice و dice مهم است. اگر در دستور نوشته شده باشد slice the mushrooms، قارچها باید ورقهای شوند؛ اما dice the mushrooms بر قطعههای کوچک و نگینی تأکید دارد.
مخلوطکردن و افزودن
- add یعنی افزودن. Add the oil to the pan یعنی روغن را به ماهیتابه اضافه کنید.
- mix یعنی چند ماده را با هم مخلوط کنید. Mix the flour and sugar یعنی آرد و شکر را مخلوط کنید.
- stir یعنی معمولاً با قاشق، مواد داخل ظرف را هم بزنید. Stir the soup occasionally یعنی سوپ را هر از گاهی هم بزنید.
- whisk یعنی با همزن دستی یا برقی سریع هم بزنید. Whisk the eggs until smooth یعنی تخممرغها را هم بزنید تا یکدست شوند.
- pour یعنی ریختن یک مایع. Pour the sauce over the fish یعنی سس را روی ماهی بریزید.
- sprinkle یعنی مقدار کمی از مادهای را روی غذا بپاشید. Sprinkle with chopped parsley یعنی کمی جعفری خردشده روی غذا بپاشید.
روشهای پخت
- boil یعنی جوشاندن در مایعی که کاملاً به نقطه جوش رسیده است. Boil the potatoes for ten minutes یعنی سیبزمینیها را ده دقیقه بجوشانید.
- simmer یعنی پختن مایع با جوش آرام و حرارت کم. Simmer the sauce for fifteen minutes یعنی سس را پانزده دقیقه با حرارت ملایم بپزید.
- fry یعنی سرخکردن در روغن. Fry the onions until golden یعنی پیازها را تا زمانی که طلایی شوند سرخ کنید.
- steam یعنی بخارپزکردن. Steam the vegetables until tender یعنی سبزیجات را بخارپز کنید تا نرم شوند.
- bake یعنی پختن با گرمای خشک فر و معمولاً برای نان، کیک یا غذاهای ترکیبی به کار میرود. Bake the cake for thirty minutes یعنی کیک را سی دقیقه در فر بپزید.
- roast نیز به پخت در فر اشاره دارد، اما بیشتر برای گوشت و سبزیجات استفاده میشود. Roast the vegetables at 200°C یعنی سبزیجات را در دمای ۲۰۰ درجه سانتیگراد در فر برشته کنید.
- grill یعنی پختن روی یا زیر حرارت مستقیم، بسته به نوع دستگاه و کاربرد منطقهای واژه. Grill the fish for four minutes on each side یعنی هر طرف ماهی را چهار دقیقه گریل کنید.
- broil در دستورهای آمریکایی یعنی پختن زیر حرارت مستقیم بالای فر. Broil the fish until lightly browned یعنی ماهی را زیر حرارت مستقیم فر بپزید تا کمی طلایی شود.
عبارتهایی که نتیجه یا مدت کار را مشخص میکنند
درک یک فعل به تنهایی کافی نیست. ادامه جمله مشخص میکند کار را چه مدت یا تا رسیدن به چه نتیجهای انجام دهید.
- Preheat the oven to 200°C. یعنی فر را از قبل به دمای ۲۰۰ درجه سانتیگراد برسانید.
- Bring the water to a boil. یعنی آب را گرم کنید تا به جوش بیاید.
- Reduce the heat. یعنی حرارت را کم کنید.
- Cook for five minutes. یعنی دقیقاً یا تقریباً پنج دقیقه بپزید، با توجه به نوع دستور.
- Cook until golden brown. یعنی پخت را تا طلایی و قهوهایشدن سطح غذا ادامه دهید.
- Stir until smooth. یعنی هم بزنید تا مخلوط یکدست شود.
- Set aside. یعنی ماده یا ظرف را فعلاً کنار بگذارید تا بعداً دوباره از آن استفاده شود.
- Let it cool completely. یعنی اجازه دهید کاملاً خنک شود.
- Season to taste. یعنی نمک و ادویه را بر اساس ذائقه تنظیم کنید.
- Serve immediately. یعنی غذا را بلافاصله سرو کنید.
واژه until نتیجه مطلوب را معرفی میکند، نه یک زمان ثابت. برای نمونه، Cook until the fish flakes easily with a fork یعنی پخت را ادامه دهید تا بافت ماهی با چنگال بهآسانی ورقهورقه شود.
واحدهای اندازهگیری در دستور پخت انگلیسی
ابتدا بررسی کنید دستور از واحدهای متریک استفاده میکند یا واحدهای رایج آمریکایی. تبدیلهای زیر تقریبی و برای خواندن دستورهای معمول مفیدند:
- 1 teaspoon (tsp): یک قاشق چایخوری، حدود ۵ میلیلیتر
- 1 tablespoon (tbsp): یک قاشق غذاخوری، حدود ۱۵ میلیلیتر
- 1 US cup: یک پیمانه آمریکایی، حدود ۲۴۰ میلیلیتر
- 1 fluid ounce (fl oz): یک اونس مایع، حدود ۳۰ میلیلیتر
- 1 ounce (oz): یک اونس وزن، حدود ۲۸ گرم
- 1 pound (lb): یک پوند، حدود ۴۵۴ گرم
oz واحد وزن است، اما fl oz حجم مایع را نشان میدهد. این دو را نباید به جای یکدیگر خواند.
مقدار مواد نیز ممکن است با کسر نوشته شود:
- 1/2 cup of milk: نصف پیمانه شیر
- 1/4 teaspoon of salt: یکچهارم قاشق چایخوری نمک
- 1 1/2 cups of flour: یک و نیم پیمانه آرد
عبارت a pinch of salt یعنی «مقدار بسیار کمی نمک» و a handful of parsley یعنی «یک مشت جعفری». این مقدارها مانند گرم یا میلیلیتر دقیق نیستند.
دمای فر و نشانههای زمانی
ممکن است دما با Celsius (°C) یا Fahrenheit (°F) نوشته شود. برای نمونه، Bake at 350°F تقریباً یعنی «در دمای ۱۷۵ درجه سانتیگراد در فر بپزید». همچنین 400°F تقریباً برابر با 200°C است. پیش از شروع، نوع درجهبندی فر خود را بررسی کنید.
چند نشانه زمانی رایج نیز عبارتاند از:
- for 20 minutes: به مدت ۲۰ دقیقه
- after 10 minutes: پس از ۱۰ دقیقه
- meanwhile: در همین فاصله
- occasionally: هر از گاهی
- immediately: بلافاصله
در عبارت Bake for 20 to 25 minutes بازه زمانی ۲۰ تا ۲۵ دقیقه است. بهتر است از دقیقه ۲۰ وضعیت غذا را بررسی کنید.
وسایل مهم آشپزخانه
- cutting board: تخته برش
- mixing bowl: کاسه مخصوص مخلوطکردن
- frying pan: ماهیتابه
- saucepan: قابلمه کوچک دستهدار
- baking tray یا baking sheet: سینی فر
- whisk: همزن
- spatula: کفگیر یا لیسک، با توجه به شکل وسیله
- colander: آبکش
- measuring cup: پیمانه اندازهگیری
- parchment paper: کاغذ روغنی مخصوص پخت
برای مثال، Line a baking tray with parchment paper یعنی کف سینی فر را با کاغذ روغنی بپوشانید. در این کاربرد، line به معنی پوشاندن سطح داخلی ظرف است.
نمونه دستور پخت ماهی به زبان انگلیسی
این دستور کوتاه نشان میدهد واژهها در یک متن واقعی چگونه کنار هم قرار میگیرند.
ماهی پختهشده با لیمو (Baked Lemon Fish)
Serves 2 یعنی این مقدار برای دو نفر است.
Prep time: 10 minutes یعنی زمان آمادهسازی ۱۰ دقیقه است.
Cook time: 15 minutes یعنی زمان تقریبی پخت ۱۵ دقیقه است.
مواد لازم (Ingredients)
- 2 fish fillets: دو فیله ماهی
- 1 tablespoon of olive oil: یک قاشق غذاخوری روغن زیتون
- 1 tablespoon of lemon juice: یک قاشق غذاخوری آبلیمو
- 1 clove of garlic, minced: یک حبه سیر که بسیار ریز خرد شده است
- Salt and pepper to taste: نمک و فلفل به اندازه ذائقه
مراحل پخت (Instructions)
- Preheat the oven to 200°C. فر را از قبل به دمای ۲۰۰ درجه سانتیگراد برسانید.
- Place the fish fillets on a baking tray. فیلههای ماهی را روی سینی فر قرار دهید.
- Mix the olive oil, lemon juice, and minced garlic in a small bowl. روغن زیتون، آبلیمو و سیر ریزشده را در کاسهای کوچک مخلوط کنید.
- Pour the mixture over the fish and season with salt and pepper. مخلوط را روی ماهی بریزید و با نمک و فلفل مزهدار کنید.
- Bake for 12 to 15 minutes, until the fish flakes easily with a fork. ماهی را ۱۲ تا ۱۵ دقیقه در فر بپزید تا با چنگال بهآسانی ورقهورقه شود.
- Serve immediately with rice or vegetables. ماهی را بلافاصله همراه برنج یا سبزیجات سرو کنید.
در این دستور، minced شکل وصفی mince است و وضعیت سیر را توضیح میدهد. همچنین عبارت with a fork یعنی برای بررسی بافت ماهی از چنگال استفاده کنید.
اشتباهات رایج هنگام خواندن دستور آشپزی
- اشتباهگرفتن tablespoon و teaspoon: یک tbsp تقریباً سه برابر یک tsp است. جابهجایی آنها میتواند مقدار نمک، ادویه یا ماده ورآورنده را بهشدت تغییر دهد.
- نادیدهگرفتن ویرگول در فهرست مواد: عبارت 1 onion, chopped یعنی یک پیاز لازم دارید و باید آن را خرد کنید. واژه chopped بخشی از روش آمادهسازی است.
- یکیدانستن boil و simmer: در boil مایع با شدت میجوشد؛ در simmer جوش آرام است.
- شروع کار پیش از خواندن کل دستور: ممکن است در مرحلهای با عبارت chill for two hours روبهرو شوید که یعنی مواد باید دو ساعت در یخچال خنک شوند.
- تبدیلنکردن دمای فر: عدد ۳۵۰ در بسیاری از دستورهای آمریکایی فارنهایت است، نه سانتیگراد.
- ترجمه تحتاللفظی اصطلاحها: fold in the cream به معنی «تا کردن خامه» نیست؛ یعنی خامه را با حرکت آرام و دورانی داخل مخلوط کنید تا حجم آن کمتر از بین برود.
تمرین خواندن دستور پخت
تمرین اول: معنی مناسب را انتخاب کنید
- Dice the carrots.
- الف) هویجها را نگینی خرد کنید.
- ب) هویجها را بجوشانید.
- Simmer the sauce for ten minutes.
- الف) سس را ده دقیقه با حرارت ملایم بپزید.
- ب) سس را ده دقیقه در فر بگذارید.
- Set the mixture aside.
- الف) مخلوط را دور بریزید.
- ب) مخلوط را فعلاً کنار بگذارید.
- Season to taste.
- الف) چاشنی را با توجه به ذائقه تنظیم کنید.
- ب) غذا را دقیقاً یک ساعت بپزید.
تمرین دوم: جای خالی را کامل کنید
از واژههای preheat، whisk، pour و slice استفاده کنید.
- ______ the oven to 180°C.
- ______ the eggs until smooth.
- ______ the sauce over the vegetables.
- ______ the tomatoes thinly.
پاسخ تمرینها
در تمرین اول، پاسخها بهترتیب ۱: الف، ۲: الف، ۳: ب، ۴: الف هستند. Dice بر خردکردن نگینی، simmer بر جوش آرام، set aside بر کنارگذاشتن موقت و season to taste بر تنظیم چاشنی بر اساس ذائقه دلالت دارد.
پاسخ تمرین دوم:
- Preheat the oven to 180°C. فر را از قبل به دمای ۱۸۰ درجه سانتیگراد برسانید.
- Whisk the eggs until smooth. تخممرغها را هم بزنید تا یکدست شوند.
- Pour the sauce over the vegetables. سس را روی سبزیجات بریزید.
- Slice the tomatoes thinly. گوجهفرنگیها را نازک برش بزنید.
چکلیست خواندن هر recipe
پیش از آشپزی، این پنج مورد را بررسی کنید:
- تعداد وعدهها و زمان آمادهسازی و پخت را بخوانید.
- همه مواد و واحدهای اندازهگیری را مشخص کنید.
- دمای فارنهایت یا سانتیگراد را تشخیص دهید.
- افعال هر مرحله و عبارتهای دارای for یا until را جدا کنید.
- پیش از شروع، یک بار تمام مراحل را تا پایان بخوانید.
برای درک دستور پخت به انگلیسی لازم نیست تکتک واژهها را ترجمه کنید. ابتدا ساختار دستور، سپس فعل اصلی هر مرحله، مقدار مواد و نشانه پایان کار را پیدا کنید. با همین روش میتوانید از یک دستور ساده مانند ماهی لیمویی شروع کنید و بهتدریج دستورهای طولانیتر را با دقت بیشتری بخوانید.
۵ دقیقه
واژگان انگلیسیتان را در ۵ دقیقه تست کنید
سطح دقیق واژگان خود را با آزمون رایگان ما کشف کنید. از کلمات پایه تا پیشرفته، نمره A1-C2 خود را بگیرید و ببینید واقعاً چند کلمه انگلیسی میدانید.