با Vocab شروع به ساختن واژگان واقعی انگلیسی کنید
دانلود رایگان. با تکرار با فاصله، فهرستهای موضوعی و تلفظ بومی سریعتر یاد بگیرید - و کلمات را نگه دارید.

50+ کالوکیشن (Collocation) انگلیسی برای صحبت مثل یک نیتیو
آخرین بهروزرسانی: سپتامبر ۲۰۲۴
آیا تا به حال احساس کردهاید که با وجود داشتن دایره لغات خوب، انگلیسی شما کمی... غیرطبیعی به نظر میرسد؟ شاید شما به جای "make a mistake" میگویید "do a mistake" یا به جای "heavy rain" از "strong rain" استفاده میکنید. اینجاست که جادوی ترکیبهای رایج کلمات یا کالوکیشنها (collocations) مشخص میشود!
این فقط مربوط به گرامر نیست، بلکه «شیمی» بین کلماتی است که عادت دارند کنار هم بیایند. وقتی از ترکیبهای درست استفاده میکنید، صحبت شما فوراً روانتر، طبیعیتر و برای افراد نیتیو قابل فهمتر میشود. این یکی از اصلیترین نشانههایی است که یک کاربر پیشرفته را از یک مبتدی متمایز میکند.
بیایید در سال ۲۰۲۵ با بررسی مفیدترین و پرکاربردترین عبارات در موضوعات کلیدی، یک پیشرفت واقعی در انگلیسی شما ایجاد کنیم! 🎯
غذا و رستوران (Food & Dining)
صحبت در مورد غذا یکی از رایجترین موضوعات است. در اینجا نحوه صحبت کردن در این مورد مانند یک فرد بومی، و نه مانند یک کتاب درسی، آمده است.
- to have a meal / غذا خوردن - "Let's have a meal together soon." / «بیا زود با هم یک وعده غذا بخوریم.»
- to order food / غذا سفارش دادن - "Are you ready to order food, or do you need a few more minutes?" / «آمادهاید غذا سفارش دهید یا چند دقیقه دیگر زمان نیاز دارید؟»
- to book a table / to make a reservation / میز رزرو کردن - "I need to book a table for two for Friday night." / «باید برای جمعه شب یک میز دو نفره رزرو کنم.»
- a balanced diet / رژیم غذایی متعادل - "Eating a balanced diet is key to good health." / «داشتن یک رژیم غذایی متعادل کلید سلامتی است.»
- junk food / هله هوله، غذای ناسالم - "I try to avoid eating junk food during the week." / «سعی میکنم در طول هفته از خوردن هله هوله پرهیز کنم.»
- fresh produce / محصولات تازه (میوه و سبزیجات) - "The local market sells wonderful fresh produce." / «بازار محلی محصولات تازه فوقالعادهای میفروشد.»
- to spoil your appetite / اشتها را کور کردن - "Don't eat those sweets now, you'll spoil your appetite for dinner!" / «الان این شیرینیها را نخور، اشتهایت را برای شام کور میکنی!»
- to grab a bite / یک چیزی سریع خوردن، یک لقمه خوردن - "Let's grab a bite before the movie starts." / «بیا قبل از شروع فیلم یه چیزی سریع بخوریم.»
- to be starving hungry / از گرسنگی مردن - "I haven't eaten all day, I'm starving hungry!" / «تمام روز چیزی نخوردهام، دارم از گرسنگی میمیرم!»
- a sweet tooth / علاقه به شیرینیجات، شیرینیدوست - "I have a real sweet tooth, so I can never resist dessert." / «من واقعاً عاشق شیرینیجاتم، برای همین هیچوقت نمیتوانم در برابر دسر مقاومت کنم.»
- to foot the bill / حساب را پرداختن (برای همه) - "Don't worry about the check, I'll foot the bill tonight." / «نگران صورتحساب نباش، امشب من حساب میکنم.»
سفر و حمل و نقل (Travel & Transportation)
برای سفر آماده میشوید؟ این عبارات سفر شما را راحتتر کرده و به شما کمک میکنند از موقعیتهای ناخوشایند جلوگیری کنید.
- to book a flight / پرواز رزرو کردن - "I need to book a flight to Berlin for next month." / «باید برای ماه آینده یک پرواز به برلین رزرو کنم.»
- to catch a bus/train/plane / به اتوبوس/قطار/هواپیما رسیدن - "We have to hurry if we want to catch the train." / «اگر میخواهیم به قطار برسیم باید عجله کنیم.»
- to miss a flight / از پرواز جا ماندن - "It's my worst nightmare to miss a flight for an important trip." / «جا ماندن از پرواز در یک سفر مهم، بدترین کابوس من است.»
- heavy traffic / ترافیک سنگین - "We were late because of the heavy traffic on the motorway." / «ما به خاطر ترافیک سنگین در بزرگراه دیر رسیدیم.»
- to hit the road / به جاده زدن، راه افتادن - "We should hit the road early tomorrow to avoid the traffic." / «باید فردا زود راه بیفتیم تا به ترافیک نخوریم.»
- hand luggage / بار دستی - "You can only take one piece of hand luggage on board." / «فقط میتوانید یک قطعه بار دستی با خود به داخل هواپیما ببرید.»
- to check in / چک-این کردن (برای پرواز، در هتل) - "Let's check in online to save time at the airport." / «بیا آنلاین چک-این کنیم تا در فرودگاه در وقت صرفهجویی شود.»
- a direct flight / پرواز مستقیم - "Is it a direct flight to New York, or is there a layover?" / «این یک پرواز مستقیم به نیویورک است یا توقف بین راهی دارد؟»
- to travel light / سبک سفر کردن - "I always try to travel light when I go on a short vacation." / «من همیشه سعی میکنم وقتی به یک تعطیلات کوتاه میروم، سبک سفر کنم.»
- off the beaten track / خارج از مسیرهای توریستی و معمول - "We found a wonderful little cafe off the beaten track." / «ما یک کافه کوچک فوقالعاده خارج از مسیرهای توریستی پیدا کردیم.»
- safe journey / سفر بخیر - "Call me when you arrive. Have a safe journey!" / «وقتی رسیدی به من زنگ بزن. سفرت بخیر!»
کار و مسیر شغلی (Work & Career)
با استفاده از این عبارات حرفهای، همکاران و شرکای خود را تحت تأثیر قرار دهید. 💡
- to make a living / گذران زندگی کردن، امرار معاش کردن - "He makes a living as a freelance writer." / «او به عنوان یک نویسنده فریلنسر امرار معاش میکند.»
- a tight deadline / مهلت زمانی محدود - "We're working to a very tight deadline on this project." / «ما روی این پروژه با یک مهلت زمانی بسیار محدود کار میکنیم.»
- to meet a deadline / رسیدن به مهلت مقرر - "It's crucial to meet the deadline, otherwise we'll lose the client." / «بسیار مهم است که کار را در مهلت مقرر تحویل دهیم، در غیر این صورت مشتری را از دست خواهیم داد.»
- to take a break / استراحت کردن - "I've been staring at this screen for hours, I need to take a break." / «ساعتهاست به این صفحه نمایش خیره شدهام، نیاز به استراحت دارم.»
- to get a promotion / ترفیع گرفتن - "She worked hard and finally got the promotion she deserved." / «او سخت کار کرد و بالاخره ترفیعی را که شایستهاش بود، گرفت.»
- to run a business / اداره کردن یک کسب و کار - "It takes a lot of effort to run a business successfully." / «اداره موفق یک کسب و کار تلاش زیادی میطلبد.»
- to call a meeting / جلسه گذاشتن - "The manager called a meeting to discuss the quarterly results." / «مدیر برای بحث در مورد نتایج فصلی جلسه گذاشت.»
- a heavy workload / حجم کاری زیاد - "I've had a heavy workload this month and had to work overtime." / «این ماه حجم کاری زیادی داشتم و مجبور شدم اضافهکاری کنم.»
- career path / مسیر شغلی - "What career path do you want to follow after graduation?" / «بعد از فارغالتحصیلی میخواهی چه مسیر شغلی را دنبال کنی؟»
- a dead-end job / شغل بدون آینده - "He quit his dead-end job to start his own company." / «او شغل بدون آیندهاش را رها کرد تا شرکت خودش را تأسیس کند.»
خرید و پول (Shopping & Money)
با استفاده از این عبارات مفید، با اطمینان در مورد پول و خرید صحبت کنید. 🛒
- to go shopping / خرید رفتن - "I love to go shopping on weekends to unwind." / «من دوست دارم آخر هفتهها برای تفریح به خرید بروم.»
- to pay cash / نقدی پرداخت کردن - "Do you prefer to pay cash or by card?" / «ترجیح میدهید نقدی پرداخت کنید یا با کارت؟»
- to be on a tight budget / بودجه محدودی داشتن - "We're on a tight budget this month, so no expensive restaurants." / «این ماه بودجه محدودی داریم، پس از رستورانهای گران خبری نیست.»
- to save money / پول پسانداز کردن - "I'm trying to save money for a new car." / «دارم سعی میکنم برای یک ماشین جدید پول پسانداز کنم.»
- to waste money / پول هدر دادن - "Buying that gadget was a complete waste of money; I never use it." / «خرید آن گجت هدر دادن کامل پول بود؛ من هرگز از آن استفاده نمیکنم.»
- a good deal / معامله خوب، خرید بهصرفه - "I got a really good deal on this coat during the sales." / «این پالتو را در حراجی با قیمت خیلی خوبی خریدم.»
- window shopping / تماشای ویترینها (بدون قصد خرید) - "We don't have money to buy anything, we're just window shopping." / «پولی برای خرید نداریم، فقط داریم ویترینها را تماشا میکنیم.»
- to pick up a bargain / چیزی را با قیمت مناسب خریدن - "I managed to pick up a bargain in the sales last week." / «هفته پیش موفق شدم در حراجی یک خرید خیلی بهصرفه انجام دهم.»
- to be broke / بیپول بودن - "I can't go out tonight, I'm completely broke until payday." / «امشب نمیتوانم بیرون بروم، تا روز حقوق کاملاً بیپولم.»
- to make ends meet / دخل و خرج را به هم رساندن - "It's hard to make ends meet on such a low salary." / «با چنین حقوق کمی، سخت است که دخل و خرج را به هم رساند.»
- to cost a fortune / یک ثروت هزینه داشتن - "Their new house must have cost a fortune." / «خانه جدیدشان حتماً یک ثروت هزینه داشته است.»
احساسات و نظرات (Feelings & Opinions)
افکار و احساسات خود را دقیقتر و طبیعیتر بیان کنید.
- to be brutally honest / صادقانه گفتن، رک بودن - "To be brutally honest, I don't think that idea will work." / «اگر بخواهم کاملاً صادق باشم، فکر نمیکنم آن ایده جواب بدهد.»
- a gut feeling / حس درونی - "I have a gut feeling that something is wrong." / «حس درونیام میگوید یک چیزی اشتباه است.»
- to change your mind / نظر خود را عوض کردن - "I was going to go out, but I changed my mind and stayed home." / «قصد داشتم بیرون بروم، اما نظرم را عوض کردم و در خانه ماندم.»
- to make up your mind / تصمیم گرفتن - "You need to make up your mind about which university to go to." / «باید تصمیم بگیری که به کدام دانشگاه بروی.»
- a matter of opinion / یک مسئله سلیقهای - "Whether it's a good movie or not is a matter of opinion." / «اینکه فیلم خوبی است یا نه، یک مسئله سلیقهای است.»
- a strong opinion / عقیده محکم - "He has a strong opinion on almost every subject." / «او تقریباً در مورد هر موضوعی عقیده محکمی دارد.»
- a sense of humor / حس شوخطبعی - "She has a great sense of humor and always makes me laugh." / «او حس شوخطبعی فوقالعادهای دارد و همیشه مرا به خنده میاندازد.»
سلامت و سبک زندگی (Health & Lifestyle)
با استفاده از عباراتی که افراد بومی استفاده میکنند، در مورد سلامتی و عادات خود صحبت کنید.
- to get in shape / روی فرم آمدن - "I need to start exercising and get in shape for the summer." / «باید ورزش را شروع کنم و برای تابستان روی فرم بیایم.»
- to feel under the weather / ناخوش بودن، حال نداشتن - "I'm feeling a bit under the weather, I think I'll stay home today." / «کمی حالم خوب نیست، فکر کنم امروز در خانه بمانم.»
- to make a speedy recovery / سریع بهبود یافتن - "We all hope you make a speedy recovery after your surgery." / «همه ما امیدواریم بعد از عمل جراحیات سریع بهبود پیدا کنی.»
- to break a habit / ترک کردن یک عادت - "It's very difficult to break a bad habit like smoking." / «ترک یک عادت بد مانند سیگار کشیدن بسیار دشوار است.»
- to take up a sport/hobby / شروع کردن یک ورزش/سرگرمی - "I've decided to take up yoga to reduce stress." / «تصمیم گرفتهام برای کاهش استرس، یوگا را شروع کنم.»
- to catch a cold / سرما خوردن - "Wear a warm coat, or you'll catch a cold." / «پالتوی گرم بپوش، وگرنه سرما میخوری.»
چگونه این عبارات را به خاطر بسپاریم؟
راز اصلی این است که آنها را حفظ نکنید، بلکه فعالانه از آنها استفاده کنید!
- بافتار (Context) بهترین دوست شماست. فقط عبارت "heavy traffic" را یاد نگیرید. یک موقعیت واقعی را تصور کنید: شما برای یک جلسه دیر کردهاید و به دوستتان پیام میدهید: "Sorry, I'm running late. I'm stuck in heavy traffic". به این ترتیب، عبارت زنده شده و در حافظه شما ثبت میشود.
- مثالهای خودتان را بسازید. ۳-۵ عبارت از این لیست را بردارید و با آنها یک داستان کوتاه در مورد روز خود یا برنامههای آخر هفتهتان بنویسید. تمرین کوچک: سه جمله درباره آخرین سفر خود با استفاده از عبارات "to hit the road"، "to travel light" و "off the beaten track" بنویسید.
- گوش دهید و توجه کنید. هنگام تماشای فیلم یا سریال به زبان انگلیسی، به نحوه ترکیب کلمات با یکدیگر توجه کنید. زیرنویس را فعال کنید و وقتی یک کالوکیشن آشنا شنیدید، فیلم را متوقف کرده و آن را با صدای بلند تکرار کنید. شگفتزده خواهید شد که چقدر این عبارات رایج هستند!
- از فلشکارت (Active Recall) استفاده کنید. فلشکارتهایی (فیزیکی یا در اپلیکیشنی مانند Vocab) بسازید که در یک طرف آن ابتدای عبارت (مثلاً "to make...") و در طرف دیگر کالوکیشن کامل ("...a living", "...a reservation", "...ends meet") نوشته شده باشد. این روش بسیار مؤثرتر از خواندن منفعلانه یک لیست است.
استفاده از کالوکیشنها فقط یک ترفند نیست، بلکه کلید رسیدن به روانی واقعی در گفتار است. از کم شروع کنید و خواهید دید که چگونه صحبت شما غنیتر، طبیعیتر و با اعتماد به نفستر میشود. موفق باشید! ✨
منابع بیشتر
🎧 مهارت شنیداری خود را با پادکست Vocab app بهبود بخشید — یک منبع فوقالعاده برای بهبود درک شنیداری و گسترش دایره لغات. در راه، هنگام دویدن یا در حین انجام کارهای خانه به آن گوش دهید!
📱 یادگیری لغات را با اپلیکیشن Vocab app تسریع کنید — ابزاری عالی که برای کمک به شما در یادگیری مؤثر و کارآمد کلمات و عبارات جدید طراحی شده است. لیستهای کالوکیشن خود را بسازید و آنها را به صورت تعاملی تمرین کنید.
مطالب پیشنهادی
۵ دقیقه
واژگان انگلیسیتان را در ۵ دقیقه تست کنید
سطح دقیق واژگان خود را با آزمون رایگان ما کشف کنید. از کلمات پایه تا پیشرفته، نمره A1-C2 خود را بگیرید و ببینید واقعاً چند کلمه انگلیسی میدانید.




