Blog/لوازم آشپزخانه به انگلیسی: ۴۰+ لغت ضروری (۲۰۲۵)

با Vocab شروع به ساختن واژگان واقعی انگلیسی کنید

دانلود رایگان. با تکرار با فاصله، فهرست‌های موضوعی و تلفظ بومی سریع‌تر یاد بگیرید - و کلمات را نگه دارید.

لوازم آشپزخانه به انگلیسی: ۴۰+ لغت ضروری (۲۰۲۵)

‫لوازم آشپزخانه به انگلیسی: ۴۰+ لغت ضروری (۲۰۲۵)‬

تصور کنید: در حال تماشای یک برنامه آشپزی از گوردون رمزی هستید و او فریاد می‌زند: «!Quickly, pass me the spatula» و شما گیج مانده‌اید... spatula؟ این دیگر چیست؟ 😅 اگر این موقعیت برایتان آشناست، پس به جای درستی آمده‌اید!
آشپزخانه قلب خانه است و دانستن نام وسایل آشپزخانه به زبان انگلیسی نه تنها به شما در دنبال کردن دستور پخت‌های خارجی اعتماد به نفس می‌دهد، بلکه در مکالمات روزمره نیز مفید است. بیایید با هم آشپزخانه‌تان را به مکانی ایده‌آل برای تمرین زبان انگلیسی تبدیل کنیم!

‫ظروف پخت و پز (Cookware & Bakeware)‬

این‌ها اساس کار هستند؛ چیزهایی که در آن‌ها شاهکارهای آشپزی خود را می‌پزیم و در فر قرار می‌دهیم.
  • Pan / ماهیتابه. اغلب frying pan هم گفته می‌شود.
    • مثال: «.I need a non-stick pan to make pancakes» / برای درست کردن پنکیک به یک ماهیتابه نچسب نیاز دارم.
    • مثال: «.Heat some oil in a frying pan before adding the onions» / قبل از اضافه کردن پیازها، کمی روغن در ماهیتابه داغ کنید.
  • Pot / قابلمه. برای پختن سوپ، پاستا و سبزیجات استفاده می‌شود.
    • مثال: «.Put the pasta into a pot of boiling water» / پاستا را در قابلمه آب جوش بریزید.
    • مثال: «.This pot is perfect for making soup» / این قابلمه برای درست کردن سوپ عالی است.
  • Baking sheet / سینی فر. همچنین ممکن است با نام baking tray هم مواجه شوید.
    • مثال: «.Place the cookies on the baking sheet» / کوکی‌ها را روی سینی فر بچینید.
    • مثال: «.Don't forget to line the baking sheet with parchment paper» / فراموش نکنید که کف سینی فر را با کاغذ روغنی بپوشانید.
  • Kettle / کتری. می‌تواند electric kettle (برقی) یا stovetop kettle (روگازی) باشد.
    • مثال: «?The kettle is boiling, do you want some tea» / کتری در حال جوشیدن است، چای می‌خواهید؟
    • مثال: «.I'll put the kettle on» / من کتری را می‌گذارم. (یک عبارت بسیار رایج)

‫ابزار و وسایل آشپزخانه (Kitchen Utensils & Tools)‬

این دستیاران ضروری، فرآیند آشپزی را آسان‌تر و سریع‌تر می‌کنند.
  • Knife / چاقو. به یاد داشته باشید که حرف 'k' در ابتدای این کلمه خوانده نمی‌شود.
    • مثال: «.Be careful, this knife is very sharp» / مراقب باشید، این چاقو خیلی تیز است.
    • مثال: «.You'll need a chef's knife for chopping vegetables» / برای خرد کردن سبزیجات به یک چاقوی سرآشپز نیاز دارید.
  • Cutting board / تخته گوشت. به آن chopping board هم می‌گویند.
    • مثال: «.Chop the vegetables on the cutting board» / سبزیجات را روی تخته گوشت خرد کنید.
    • مثال: «.I prefer a wooden cutting board over a plastic one» / من تخته گوشت چوبی را به پلاستیکی ترجیح می‌دهم.
  • Grater / رنده. از فعل to grate به معنای رنده کردن گرفته شده است.
    • مثال: «?Could you pass me the grater? I need to grate some cheese» / ممکن است رنده را به من بدهید؟ باید کمی پنیر رنده کنم.
  • Peeler / پوست‌کن. از فعل to peel به معنای پوست کندن گرفته شده است.
    • مثال: «.Using a peeler for potatoes is much faster than using a knife» / استفاده از پوست‌کن برای سیب‌زمینی خیلی سریع‌تر از چاقو است.
  • Spatula / کفگیر. همانی که گوردون رمزی فریاد می‌زد! برای برگرداندن یا هم زدن استفاده می‌شود.
    • مثال: «.Use a spatula to flip the pancakes» / برای برگرداندن پنکیک‌ها از کفگیر استفاده کنید.
  • Whisk / همزن دستی. برای هم زدن تخم‌مرغ، خامه یا سس‌ها ضروری است.
    • مثال: «.Beat the eggs with a whisk until they are light and fluffy» / تخم‌مرغ‌ها را با همزن دستی بزنید تا سبک و پف‌دار شوند.
  • Ladle / ملاقه. برای سوپ و سس‌ها ایده‌آل است.
    • مثال: «.She used a ladle to serve the soup into bowls» / او با ملاقه سوپ را در کاسه‌ها ریخت.
  • Colander / آبکش. برای آبکش کردن ماکارونی یا شستن سبزیجات.
    • مثال: «.Drain the pasta using a colander» / ماکارونی را با استفاده از آبکش، آبکش کنید.

‫ابزارهای اندازه‌گیری (Measuring Tools)‬

در شیرینی‌پزی و دستورهای پیچیده، بدون این‌ها کاری از پیش نمی‌رود.
  • Measuring cup / پیمانه اندازه‌گیری.
    • مثال: «.The recipe says we need one measuring cup of sugar» / دستور پخت می‌گوید به یک پیمانه شکر نیاز داریم.
  • Measuring spoon / قاشق اندازه‌گیری.
    • مثال: «.Add just one measuring spoon of vanilla extract» / فقط یک قاشق اندازه‌گیری عصاره وانیل اضافه کنید.

‫لوازم خانگی بزرگ و کوچک (Appliances)‬

این وسایل در وقت و انرژی ما بسیار صرفه‌جویی می‌کنند.
  • Blender / مخلوط‌کن.
    • مثال: «.I make a smoothie in the blender every morning» / من هر روز صبح در مخلوط‌کن اسموتی درست می‌کنم.
  • Microwave / مایکروویو. اغلب به صورت microwave oven هم به کار می‌رود.
    • مثال: «.Just put the leftovers in the microwave for a minute» / فقط باقی‌مانده غذا را برای یک دقیقه در مایکروویو بگذارید.
  • Toaster / توستر.
    • مثال: «.The toast popped up from the toaster» / نان تست از توستر بیرون پرید.
  • Oven / فر.
    • مثال: «.Preheat the oven to 200 degrees Celsius» / فر را از قبل روی دمای ۲۰۰ درجه سانتی‌گراد گرم کنید.
  • Stove / اجاق گاز. در انگلیسی بریتانیایی cooker هم گفته می‌شود.
    • مثال: «!Don't touch the stove, it's hot» / به اجاق گاز دست نزنید، داغ است!
  • Fridge / یخچال. کلمه کامل آن refrigerator است، اما در گفتار تقریباً همیشه fridge استفاده می‌شود.
    • مثال: «.The milk is in the fridge» / شیر در یخچال است.

‫همه چیز برای سرو و خوردن (Tableware & Cutlery)‬

وقتی همه چیز آماده شد، وقت آن است که زیبا سرو کنیم!
  • Plate / بشقاب.
    • مثال: «.Put the salad on a clean plate» / سالاد را در یک بشقاب تمیز بگذارید.
  • Bowl / کاسه.
    • مثال: «.This is a perfect bowl for my morning cereal» / این یک کاسه عالی برای غلات صبحانه من است.
  • Fork / چنگال.
    • مثال: «.In Europe, people usually eat pasta with just a fork» / در اروپا، مردم معمولاً پاستا را فقط با چنگال می‌خورند.
  • Spoon / قاشق. می‌تواند teaspoon (قاشق چای‌خوری) یا tablespoon (قاشق غذاخوری) باشد.
    • مثال: «.He stirred his coffee with a spoon» / او قهوه‌اش را با قاشق هم زد.
  • Mug / لیوان بزرگ (ماگ).
    • مثال: «.My favorite mug holds a lot of tea» / ماگ مورد علاقه من چای زیادی در خود جای می‌دهد.

‫تمیزکاری (Cleaning Up)‬

بخش نه چندان سرگرم‌کننده، اما مهم ماجرا.
  • Sponge / اسفنج.
    • مثال: «.Use a sponge and warm water to clean the counter» / برای تمیز کردن پیشخوان از اسفنج و آب گرم استفاده کنید.
  • Dish soap / مایع ظرفشویی. در انگلیسی بریتانیایی washing-up liquid هم گفته می‌شود.
    • مثال: «.We've run out of dish soap, I need to buy more» / مایع ظرفشویی‌مان تمام شده، باید بیشتر بخرم.

‫افعال ضروری در آشپزخانه (Essential Kitchen Verbs) 🎯‬

دانستن نام اشیاء نیمی از راه است. بیایید افعال را یاد بگیریم تا بتوانیم کارها را توصیف کنیم!
  • To chop - ریز خرد کردن. «.Chop the onions finely» / پیازها را ریز خرد کنید.
  • To slice - ورقه‌ای بریدن. «?Could you slice some bread» / ممکن است کمی نان ببرید؟
  • To grate - رنده کردن. «.I need to grate the carrots for the salad» / باید هویج را برای سالاد رنده کنم.
  • To peel - پوست کندن. «.It's time to peel the potatoes» / وقت پوست کندن سیب‌زمینی‌هاست.
  • To whisk - با همزن دستی زدن. «.Whisk the eggs and milk together» / تخم‌مرغ و شیر را با هم بزنید.
  • To stir - هم زدن، به هم زدن. «.Stir the sauce so it doesn't burn» / سس را هم بزنید تا نسوزد.
  • To pour - ریختن (مایعات). «?Can you pour me a glass of water» / می‌توانید برای من یک لیوان آب بریزید؟
  • To boil - جوشاندن، آب‌پز کردن. «.Let the water boil before you add the pasta» / بگذارید آب به جوش بیاید بعد پاستا را اضافه کنید.
  • To fry - سرخ کردن. «.I'm going to fry some eggs for breakfast» / قصد دارم برای صبحانه چند تخم‌مرغ سرخ کنم.
  • To bake - پختن در فر. «.She loves to bake cakes on weekends» / او عاشق پختن کیک در آخر هفته‌هاست.
  • To mix - مخلوط کردن. «.Mix all the dry ingredients in a large bowl» / تمام مواد خشک را در یک کاسه بزرگ مخلوط کنید.
  • To measure - اندازه‌گیری کردن. «.It's important to measure the flour accurately» / مهم است که آرد را با دقت اندازه‌گیری کنید.

‫نکات کوچک گرامری 💡‬

زبان انگلیسی در آشپزخانه ویژگی‌های خاص خود را دارد. در اینجا به چند نکته که باید به آن‌ها توجه کنید، اشاره می‌کنیم.
  • جمع‌های بی‌قاعده: به یاد داشته باشید که برخی کلمات شکل جمع بی‌قاعده دارند. بارزترین مثال در آشپزخانه: one knife (یک چاقو) -> two knives (دو چاقو).
  • قابل شمارش و غیرقابل شمارش: شما می‌توانید بگویید a pan (یک ماهیتابه) یا three pans (سه ماهیتابه)، چون قابل شمارش هستند. اما نمی‌توانید بگویید «one foil». فویل (foil)، مانند شکر (sugar) یا آرد (flour)، یک اسم غیرقابل شمارش است. ما می‌گوییم some foil (مقداری فویل) یا a piece of foil (یک تکه فویل).
  • حالت امری در دستور پخت‌ها: دستورهای پخت به زبان انگلیسی تقریباً همیشه در حالت امری (Imperative Mood) نوشته می‌شوند. این حالت به سادگی شکل اصلی فعل است: Chop the vegetables. Add salt. Mix well. این‌ها دستورالعمل‌های مستقیمی هستند که چه کاری باید انجام دهید.
  • حروف اضافه مفید: چه چیزی کجاست؟
    • on the stove - روی اجاق گاز
    • in the oven - داخل فر
    • in the fridge - داخل یخچال
    • on the counter - روی پیشخوان
    • in the sink - داخل سینک

‫بیایید بازی کنیم! ایموجی‌ها را مطابقت دهید 🍳‬

سعی کنید حدس بزنید کدام کلمه انگلیسی با هر ایموجی مطابقت دارد. پاسخ‌ها در انتهای صفحه هستند! (تقلب نکنید! 😉)
  • 🔪
  • ☕️
  • 🍽️
  • 🥣
  • 🍞
  • 🍳
  • 🥄
  • 🍴
  • 🧽
  • 🧀

  • Spoon
  • Fork
  • Sponge
  • Plate
  • Knife
  • Toaster
  • Pan
  • Mug
  • Bowl
  • Grater
امیدوارم این راهنمای واژگان آشپزخانه برای شما مفید بوده باشد! از همین امروز شروع به استفاده از این کلمات کنید. کارهایی را که در آشپزخانه انجام می‌دهید با صدای بلند به انگلیسی توصیف کنید - این یک تمرین عالی و بسیار مؤثر است!
(پاسخ‌ها: 🔪-Knife, ☕️-Mug, 🍽️-Plate, 🥣-Bowl, 🍞-Toaster, 🍳-Pan, 🥄-Spoon, 🍴-Fork, 🧽-Sponge, 🧀-Grater)

‫منابع تکمیلی‬

آیا می‌خواهید کلمات جدید را تثبیت کرده و حتی بیشتر یاد بگیرید؟ این منابع به شما کمک خواهند کرد.
🎧 یادگیری خود را با پادکست Vocab app بهبود بخشید - هر کجا که هستید، کلمات جدید را گوش دهید و به خاطر بسپارید: در راه، هنگام پیاده‌روی یا در حین آشپزی!
📱 دایره لغات خود را با اپلیکیشن Vocab app تقویت کنید - با استفاده از فلش‌کارت‌های هوشمند، آزمون‌ها و تکرار فاصله‌دار، کلمات را به طور مؤثر یاد بگیرید. این سریع‌ترین راه برای انتقال واژگان به حافظه بلندمدت است.